در اینجا آن یا، نشانه جدایی و دوگانگی نیست. پلی است برای هم نشین کردن دلبستگی هایی که ممکن است در ذهن های شتاب زده، مایه تعارض پنداشته شوند.
بدین منوال، شالوده این کلام، سرمایههای عاطفی و اخلاقی جامعه را در تار و پود هم میتند و از گونهگونی انگیزهها، افقی واحد و همسو پدید میآورد.
گستردن دامنه مفهوم جانفدایان: واژهی نوظهور "جانفدایان ایران" که در اقلیم زبانی ملت انقلابی ایران در جنگ تحمیلی سوم جوانه زده است، در بافت این پیام، معنایی فراختر مییابد. دیگر تنها بازتابدهندهی غریو رشادت در میدان کارزار مستقیم با دشمن نابکار نیست؛ بلکه افزون بر آن به مرتبه یک «میثاق وجودی مدام در برابر نظام سلطه جهانی» برکشیده میشود تا به وحدت جامعه، روحی یگانه و قامتی استوار ببخشد.
وحدت قول و عمل: وحدت آنگاه اعتبار می یابد که هم در گفتار راست آید و هم در کردار.
اگر زبان ها مردم را به هم فراخواند و کردارها آنان را از هم براند، سخن از معنا تهی می شود و شعار به جای شعور می نشیند. {كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ} (نزد خداوند بسیار گران و ناپسند است که سخنی بگویید که خود به آن عمل نمی کنید)
گفتمان بالنده بر آرایش واژه ها تکیه نمی کند؛ بلکه در پی آن است تا میان کلام و عمل پیمانی از صداقت برقرار شود، تا وحدت از مرتبه ادعا به مقام واقعیت برسد.
باید آگاه بود که هرگاه میان حریم سخن و ساحت کردار شکافی پدید آید و قول و فعل در ترازوی حقیقت همسان ننشینند، آن ارزش والا که موضوع کلام است دستخوش استهلاک و فرسایش می گردد. و این فرسایش، آفت اعتماد است و رخنه در بنیان سرمایه اجتماعی.
این قاعده در اقلیم وحدت با ظرافتی بس شکننده و پرواضح همراه است. وحدت چونان بلوری است گرانبها و در عین حال نازک بنیاد که هر گسست در مسیر همسویی می تواند آرامش آن را به تلاطم افکند و بر پیکره این میثاق ملی ترکی عمیق و جبران ناپذیر پدید آورد.
این پیوند میان «وحدت کلامی» و «وحدت کرداری» در این پیام، یک فرایند متعالی است؛ تحولی عظیم است در متن روابط و مناسبات اجتماعی، این وحدت، نه یک مفهوم ایستا، که یک شدن مداوم است.