روایت شما از زندگی در دوران پس از انقلاب ملی و جنگ - جمعه ۸ خرداد ۱۴۰۵
وضعیت اقتصادی داغونه. قیمتها لحظهای بالا میرن، یه وعده ناهار برای یک نفر شده نیم میلیون.
از اردبیل پیام میدم، وضعیت داروها خیلی وخیمه. رفتم دو ورق استامینوفنکدئین بگیرم، گفت فقط یک ورق میتونم بدم چون دستور جیرهبندی به همه داروخانهها داده شده.
خطاب به آموزش و پرورش؛ من یه دانشآموز ششمیام که ۲۱ روز دیگه امتحان تیزهوشان داریم. ما هیچی نه از درس فهمیدیم نه از تیزهوشان. این تصمیم رو هم یهویی گرفتن و گفتن بهدلیل شرایط جنگی. لطفاً رسیدگی کنید. از شهرستان بناب.
اپلیکیشن دولینگو چی داره که از اون هم میترسن؟ من باهاش زبان میخوندم ولی الان با این اینترنتی که میگن باز شده، هنوز کار نمیکنه.
یک کیلو زیره چناران خریدم پنج میلیون تومان. چرا اینقدر همهچیز گرونه؟ خسته شدیم.
من دانشآموز پایه دوازدهمم. بهخاطر نبود مدرسه و رشته مورد علاقهام مجبور شدم برم مدرسه غیردولتی. امسال هیچی از مدرسه نفهمیدیم، حالا هم تهدید میکنن اگه شهریه رو تسویه نکنید دیپلم نمیدیم. از کجا بیاریم؟
کار به جایی رسیده که فوقلیسانس و دکترا هم کار نظافتی و ظرفشویی و خدماتی میکنن.
کرج؛ کسایی که میگن اینترنت وصل شده و خوشحالیم، از چی خوشحالید؟ از اینترنت قطرهچکانی بهاصطلاح بینالملل؟ ۱۸ و ۱۹ دی رو فراموش کردید؟ پنج ماهه اینترنت نداریم، پنج ماه.
ما تو ایران هر روز که شروع میکنیم، چه تو اقتصاد و تورم و معیشت، یک پله عقبتر از دیروز زندگی میکنیم.
من ۱۸ سالمه و امسال کنکور دارم. پدرم بازنشسته تأمین اجتماعی هست و حقوقش از پارسال اضافه نشده. هر ماه پول کم میاریم، با این اوضاع زندگی واقعاً خیلی سخت شده.
از خرمآباد اینجا وضعیت خیلی داغونه. گرونی و فقر کمر خیلیها رو شکسته، نمیدونم تا کجا قراره این وضعیت ادامه پیدا کنه.