روایت شما از زندگی در آتشبس- پنجشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۶
از اینکه اینترنت برگشته نباید خوشحال شد. حقمون رو ازمون گرفتن و قطرهقطره دارن بهمون پس میدن. چیزی نیست که باعث شادی بشه.
من دانشآموز رشته کامپیوتر هستم و با یک سیستم قدیمی درسهام رو میگذرونم. یک ساله میخوام سیستم بخرم، اما هر روز گرونتر میشه. این همه پول مدرسه میدم، اما مجبورم برم کافینت تا کارهام رو انجام بدم.
الیگودرز: در حالی که آخوندا عید قربان رو با شام مفصل جشن میگیرن، مردم حتی نون ساده هم نمیتونن بخرن.
از خرمآباد: همهچی روزبهروز داره سختتر و بدتر از قبل میشه. موز کیلویی ۴۹۰ تومن شده.
خیلی وقت بود گوشت از سفره حذف شده بود. الان مرغ هم رفته، فقط تونستم مقداری پای مرغ بخرم. از بوشهر.
من یک کارگر نانوایی هستم. سهمیه آرد نانواییها رو کسر کردن و هیچکس جوابگو نیست.
آخه در کشوری که حقوق قانون کار پانزده میلیون باشه و اجاره خونه هم پنج میلیون و گوشت کیلویی دو میلیون، چهجوری میشه زندگی کرد؟!
اینترنت رو به قولی وصل کردن و گند زدن با این وصل کردنشون. وضعیت الان بدتر از حتی جنگ شده. من دیگه روم نمیشه حتی فروش داشته باشم. فیلتری که میدادم ۴ هزار تومان، الان باید بدم ۵۰.
من ۳۰ میلیون حقوق میگیرم، کارم فروشندگیه. حدود ۹۰ درصد خرج من ناهار سر کار هست. هیچ چیز برای خودم نمیخرم غیر از خوراکی برای خواهر کوچکم. نمیدونم چکار کنم. کار کنم؟ درس بخونم؟ بیکار بمونم؟ زندگی خیلی سخته.
رفسنجان: مردم تو رو خدا امیدتون رو از دست ندید. رانندگان، بازاریان اعتصاب کنید. ما هم منتظر فراخوان شاهزاده هستیم تا برگردیم به خیابون و کار رو تموم کنیم.
از اسفندماه تعدیل نیرو شدم، با سابقه بیش از ۱۰ سال بیمه. برای بیمه بیکاری هم اقدام کردم. متأسفانه هنوز هیچگونه وجهی دریافت نکردم. زندگی سخته، بچه کوچک داریم.
اصلاً نمیخوام سیاهنمایی کنم، ولی وضعیت جوریه که برای خریدن سیبزمینی و پیاز هم تردید میکنم. چیزی که اساساً در مورد خریدش نباید فکر کرد.
بیش از سه ماه بهخاطر قطعی اینترنت دفترمون رو تعطیل کردیم، اما سر در برابر «پرو» فرود نیاوردیم. به امید روزهای روشن.