حمله شب گذشته آمریکا به نقاطی در جنوب کشور را نمیتوان صرفاً یک اقدام نظامی محدود تلقی کرد این حمله در واقع پیامی سیاسی داشت، پیامی که نشان میدهد واشنگتن حتی در میانه مذاکرات نیز منطق فشار و تهدید را کنار نگذاشته است. اهمیت ماجرا زمانی بیشتر آشکار میشود که همزمان با این حملات مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران از جمله رئیس مجلس و وزیر امور خارجه برای پیگیری روند مذاکرات راهی قطر شده بودند. به بیان روشنتر آمریکا بار دیگر نشان داد که مذاکره را نه مسیری برای حل اختلاف بلکه ابزاری برای مدیریت فشار و تحمیل اراده خود میداند.
آنچه رخ داد صرفاً نقض یک آتشبس یا عبور از یک خط قرمز نظامی نبود مسئله اصلی این است که تجربه بار دیگر ثابت کرد طرف آمریکایی حتی در شرایط گفتوگو نیز به رفتارهای خصمانه خود ادامه میدهد. سابقه توافقهای پیشین نیز همین واقعیت را تأیید میکند از خروج یکجانبه آمریکا از برجام گرفته تا تداوم تحریمها و اقدامات امنیتی همزمان با مذاکرات، بنابراین پرسش اصلی اینجاست که چگونه میتوان به توافقی اعتماد کرد که طرف مقابل همزمان با مذاکره گزینه حمله و تهدید را روی میز نگه میدارد؟
در چنین شرایطی بزرگترین خطا میتواند ارسال مداوم سیگنال ضعف باشد. تجربه نشان داده هرجا دشمن احساس کند هزینهای برای اقدامات خود نمیپردازد، سطح تعرض را افزایش میدهد. از تحریم اقتصادی تا حمله امنیتی و نظامی همه در چارچوب یک راهبرد واحد تعریف میشوند که گرفتن امتیاز بیشتر بدون پرداخت هزینه متقابل است.