#تبیین و تشریحی بر تفاوت «شرط»، «چارچوب» و «اهداف» در مذاکره. آیا از ده شرط به 5 شرط عدول کردیم؟
پس از اعلام سکوت صحنهی نبرد نظامی، شورای عالی امنیت ملی (شعام) ده «محور اصولی» را به عنوان اولویتهای راهبردی ایران، برای پایان جنگ تحمیلی سوم در «بیانیه رسمی» اعلام کرد. این محورها از سوی ایران برای پایان جنگ و آغاز گفتگو روی جزئیات آن مطرح شد. این اصول کلی که پذیرش آن توسط ایالات متحده در همان زمان هم با حرف و حدیث و تکذیبیههایی همراه بود، نه به عنوان متن توافق و نه به عنوان مصوبه در یک بیانیه اعلام گردید. با این حال در فضای رسانهای و افکار عمومی داخل کشور به عنوان شروط قطعی رهبر انقلاب تلقی گردید. این در حالی است که رهبر انقلاب در پیام مکتوب خود در 20 فروردین 1405 که در سکوی اطلاعرسانی رسمی در پیامرسانها منتشر شد، تنها بر «3 موضع قطعی ایران» تاکید داشتهاند که عبارتند از:
حتماً متجاوزین تبهکاری که کشور ما را مورد حمله قرار دادند را رها نمیکنیم حتماً غرامت تکتک صدمات وارد شده، خونبهای شهیدان و دیه جانبازان این جنگ را طلب خواهیم کرد حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود
در ادامه نیز ایشان در پیامی صریح افزودند که به هیچوجه از حقوق حقه خود دست نمیکشیم و در این مسیر، همهی جبهه مقاومت را بهطور یکپارچه در نظر داریم.
از ۱۴ محور حیاتی تا ۵ چارچوب راهبردی در ادامه این فرآیندِ دیپلماتیک و پس از چندین مرحله رفتوبرگشت پیامها، محمدباقر قالیباف (رئیس تیم مذاکره کننده) بر ضرورت و اهمیت حیاتیِ ۱۴ محور اساسی تاکید کرد. پس از گذشت مدتی نیز، حجتالاسلام محمد قمی (رئیس سازمان تبلیغات اسلامی) و عزیز جعفری (فرمانده قرارگاه فرهنگی و اجتماعی بقیةالله) آخرین پاسخ رسمی و تاییدشده ایران به بسته پیشنهادی آمریکا را علنی کردند؛ پاسخی که ظاهراً مورد تاکید و تصریح رهبر انقلاب نیز بوده و بر ۵ محور کلیدی استوار است. این 5 محور که بیشتر روی تحقق عملیاتی آنها تأکید بود ظاهراً و بر أساس شنیدهها شروطی است که تنها پس از تحقق آنها امکان گفتگو و مذاکره بر سر مسائل باقی مانده (از جمله هستهای) را امکانپذیر میکرد:
پایان کامل جنگ در تمامی جبهههای مقاومت رفع کامل تحریمها آزادسازی بیقیدوشرط اموال بلوکهشده ایران پرداخت کامل غرامتها اعمال حاکمیت کامل بر تنگه هرمز
پاسخ به شبهات و انتقادات تقلیلگرایانه اعلام این ۵ مورد از سوی این دو چهره، با موجی از سوءتفاهمها و طبعاً به دنبال آن انتقادات و بعضاً توهینهایی از سوی برخی مخاطبین همراه شد. منتقدان با طرح سوالاتی نظیر «پس تکلیف غنیسازی چه میشود؟» یا «آیا از انتقام خون رهبر شهید گذشتید؟»، تلاش کردند این اقدام را یک خطای راهبردی جلوه داده و اینطور برداشت کردند که از شروط پیشین عدول شده است.
در همین راستا ضروری است به برخی نکات در ذیل این روایت دقت شود: 1. عدم فراموشی اصول: نبودِ صریح عناوینی مانند غنیسازی یا انتقام در لیست ۵ گانه، هرگز به معنای فراموشی، اغماض یا کوتاهی از آنها نیست. این لیست 5 گانه صرفاً چارچوبی عملیاتی است، برای رفع بیاعتمادی به طرف مذاکرهکننده. یعنی پس از تحقق واقعی و فوری آنها، امکان گفتگو دربارهی مسائل دیگر ممکن است فراهم شود. 2. یکصدایی با رهبری: حجتالاسلام محمد قمی و سردار عزیز جعفری هیچگاه شروط رهبری را نصف نکرده و نمیکنند؛ ایشان همان شروطی را که مسئولین ایرانی (حسب امر رهبر انقلاب) به طرف مذاکرهکننده منتقل کردند را بیان کردند.
رمزگشایی در برنامه «به وقت ایران» برنامهی تلویزیونی «به وقت ایران» که از ابتدای «جنگ تحمیلی سوم» به صورت اختصاصی به تحلیل و تبیین ابعاد پیچیدهی این نبرد پرداخته، در تحلیلهای خود به طور مفصل به این موضوع پرداخت و مرز میان شروط مصلحتی و راهبردی را روشن کرده است. این ۵ مورد اعلام شده، نه «پیششرط» هستند و نه «شرط»های معمولی برای چانهزنی سیاسی. این موارد «چارچوبهای اساسی و زیربنایی ایران» هستند که باید به طور کامل محقق شوند (و نه اینکه صرفاً روی کاغذ قبول شوند) تا پس از تحقق عینی آنها، امکان تصمیمگیری و گفتوگو درباره هر موضوع دیگری فراهم شود.
در ادامه، ویدیوی اختصاصی این بخش از برنامه «به وقت ایران» را مشاهده میکنید.