ماجرای شاترهایی که آگاهانه زده نشد؛ دوربین من از «تبلیغ» نمیترسد!
طاهره بابایی عکاس خبری در گفتگو با مهر: در قطعه ۴۲ بهشت زهرا (س)، خودم را عضوی از همان خانوادههای داغدار میدیدم. به همین دلیل، نمیتوانستم عزاداری را کنار بگذارم و فقط کار کنم؛ ما همزمان هم عزاداری میکردیم و هم عکاسی. دوربین مانعی برای گریه کردن یا همدردی کردن من نبود.
عکاسی در شرایط سخت جنگ و تهاجم، اصلاً نیازی به صحنهسازی یا چیدمان ندارد؛ چرا که نفسِ واقعه، خودش عین عکس است. وقتی بمبی فرو میریزد و آواری به جا میماند، بُهت و ضجه مردمی که به دنبال عزیزانشان میدوند، یا کسی که با تمام وجود جنازهای را از زیر خاک بیرون میکشد، واقعیترین صحنههای دنیاست. چطور میتوان ادعا کرد کسی که پدر یا مادرش را همین لحظه از دست داده، دارد فیلم بازی میکند؟