من دانشآموز کلاس نهمم. شرایط بچههای نوجوان اینجا خیلی بده، خانوادهها دیگه از پس هزینهها برنمیان، وضعیت تحصیلیمون بلاتکلیفه، همگی نگران آیندمون هستیم.
از گیلان، لشتنشا: قیمتها فضاییه، جوونی ارزونه، درآمد به ریاله و خرج به دلاره. من بهعنوان یه جوون هیچ آیندهی معلومی نمیبینم.
شهرداری تهران بعد از جنگ آسفالت کوچه رو کنده، بعد میگه آسفالت موجود نیست. بیش از سه هفتهست همینطوری پیمانکار کار رو رها کرده. اگه آسفالت موجود نیست چرا خیابون رو کندن؟
ماهشهر خاک و هوا کثیفه، اصلاً نمیشه بیرون رفت.
من امسال کنکور دارم. هر روز خبرهای مختلف از زمان و نوع برگزاری آزمونها میاد و اصلاً هیچی معلوم نیست. این قضیه روی روان ما تأثیر گذاشته و واقعاً کاری نمیتونیم بکنیم. ما نتونستیم تو این سالها درست درس بخونیم، امیدوارم نسلهای بعدی راحت باشن.
ما دانشجوها از اول ترم کلاً مجازی بودیم و سه ماه اینترنت نداشتیم و الان میگن امتحانها رو حضوری بگیرین. از شدت گرونی و فشار روانی که رومونه داریم خفه میشیم.
کارگران کارخانه شیشه قزوین (فلوت فارسجین) سه ماه حقوق نگرفتن. اعتراضات با فشار نهادهای امنیتی و بیتوجهی اداره کار سرکوب میشه. با وجود صادرات گسترده و فعالیت حتی در زمان جنگ، شرکت همیشه ادعای زیانده بودن داره.
در بندرعباس هر گالن ۲۰ لیتری کنار بلوار ساحلی این شهر بین ۶۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان و در مواردی تا ۱ میلیون تومان فروخته میشه. این بازار سیاه بعد از کاهش سهمیه سوخت و افزایش زمان انتظار برای دریافت سوخت شکل گرفته.
خیلی همهچی سخته. هر کاری میکنم نمیتونم کانفیگ وصل کنم یا با شیر و خورشید وصل بشم. با سختی تونستم ۱ گیگ بخرم ۲۰۰ هزار تومن. وضعیت خیلی بده، هم اقتصادی خرابه، هم اینترنت، هم شرایط بحرانی کشور. ترامپ و نتانیاهو هم هیچ کاری نمیکنن. نمیدونم باید امیدوار بمونم یا نه.
از تهران: شرایط سلامت روح و روان همه، بهخصوص بچهها، شدیداً در خطره. لطفاً کمکمون کنید.