شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
خبرگزاری تسنیمخبرگزاری تسنیمرسانه۱۴۰۵/۰۲/۲۸·۲۰:۳۰·۱۴۰۵/۰۲/۲۸
کوچه‌ای که هنوز داغدار است؛ روایت بچه‌محل‌های رهبر شهید

هرچه به خیابان جمهوری نزدیک‌تر می‌شدم، تفاوتش با شب اول بیشتر خودش را نشان می‌داد. خیابان‌های منتهی به کوچه کشوردوست شلوغ‌تر شده بود و پیدا کردن جای پارک، خودش ماجرایی جداگانه داشت.

انگار این کوچه آرام‌آرام داشت جای خودش را در دل مردم باز می‌کرد؛ جایی که حالا خیلی‌ها حتی اگر فقط ۱۰ دقیقه وقت داشته باشند، ترجیح می‌دهند خودشان را به آنجا برسانند، چند قدمی در سکوت راه بروند، به خانه رهبر شهید خیره شوند و بعد آرام برگردند.

روی زمین، آدم‌ها شانه‌به‌شانه نشسته بودند؛ بعضی زیر لب صلوات می‌فرستادند، بعضی فقط به انتهای کوچه خیره مانده بودند و بعضی دیگر بی‌صدا اشک می‌ریختند.

همان‌طور که آرام‌آرام اطراف را نگاه می‌کردم، به انتهای کوچه کشوردوست رسیدم؛ جایی که هرچه به آن نزدیک‌تر می‌شدی، انگار نفست سنگین‌تر می‌شد. هنوز هم بعد از گذشت هفتاد و چند روز از آن شنبه تلخ، هوا بوی داغ می‌داد.

یک غمِ نشسته در دیوارها، در سکوت پنجره‌ها و حتی در قدم‌های مردمی که آرام راه می‌رفتند. آنجا آدم به سختی می‌توانست قدم از قدم بردارد؛ انگار خود کوچه هنوز باور نکرده بود صاحبش دیگر قرار نیست از آن عبور کند.

در مسیر، قاب‌هایی از تصاویر ۸۶ سال مجاهدت رهبر شهید را به دیوارها و داربست‌ها آویزان کرده بودند؛ قاب‌هایی که هرکدامشان برای نسلی از مردم، یک خاطره بود.

چشمم که به عکس‌ها افتاد، ناخودآگاه یاد روزهایی افتادم که هرکدام از همین تصاویر در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شد و برایش غوغا به پا می‌کردیم؛ از عکس‌های ساده و پدرانه‌اش میان مردم گرفته تا تصاویر اقتدار و صلابتش در دیدارهای رسمی. یادم آمد برای بعضی از همین قاب‌ها چقدر ذوق کرده بودیم، چقدر قربان‌صدقه رهبری رفته بودیم و چطور با افتخار، عکس‌های خاص رهبرمان را به رخ دنیا می‌کشیدیم.

ادامه گزارش و گفت‌وگو با بچه‌محل‌های رهبر شهید را اینجا tasnimnews.ir بخوانید