ترامپ در شرایطی به چین رفت که عملا نشانههای شکست راهبرد آمریکا در جنگ چهلروزه آشکار شده است. دولت آمریکا تصور میکرد ترکیب حملات نظامی، فشار اقتصادی و تهدیدهای سنگین میتواند تهران را ظرف چند هفته وادار به پذیرش شروط واشنگتن کند.
حتی در هفتههای نخست، برخی چهرههای نزدیک به ترامپ از «تسلیم بیقیدوشرط» یا تغییر رفتار اساسی ایران سخن میگفتند. اما اکنون نهتنها چنین اهدافی محقق نشده، بلکه خود مقامهای آمریکایی به بنبست موجود اذعان میکنند.
سفر به پکن بیشتر شبیه تلاشی برای یافتن یک راه نجات بود تا نمایش قدرت. ترامپ بهخوبی میداند ادامه جنگ بدون دستاورد مشخص، هم اقتصاد آمریکا را فرسودهتر میکند و هم موقعیت سیاسی او را تضعیف خواهد کرد.
به همین دلیل، او امیدوار بود چین دستکم در پرونده هرمز یا مذاکرات هستهای به واشنگتن کمک کند. اما پکن نشان داد حاضر نیست وارد بازی آمریکا شود.
واقعیت این است که ترامپ در پکن با همان مشکلی روبهرو شد که در خاورمیانه با آن مواجه است: محدود شدن قدرت اجبار آمریکا. واشنگتن دیگر مانند دهههای گذشته نمیتواند صرفا با فشار نظامی و اقتصادی، بازیگران مهم را وادار به تبعیت کند. ایران نشان داده در برابر فشار مستقیم عقبنشینی نمیکند و چین نیز حاضر نیست منافع بلندمدت خود را برای کمک به آمریکا قربانی کند.
به همین دلیل، بازگشت ترامپ از چین بدون دستاورد ملموس، بیش از هر چیز نشانه بنبست راهبردی آمریکاست. رئیسجمهور آمریکا امیدوار بود پکن بتواند قفل بحران ایران را باز کند، اما نه تنگه هرمز باز شد، نه مذاکرات پیشرفتی کرد و نه تهران از شروط خود عقب نشست.