روایت شما از زندگی در آتشبس- یکشنبه۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
چیزی به اسم ساعت مرگ شنیدین؟ ساعتی که همهچیز، از جمله انگیزه از بین میره. برای من، اون روزی بود که مجبور شدم به خاطر شرایط تحمیلشده، ۶ نفر از ۱۴ نفر از نیروهام رو تعدیل کنم.
هنوز نتونستم میوه این فصل رو به دلیل قیمتهای وحشتناک گرون برای خانواده بخرم؛ توتفرنگی، گوجهسبز و زردآلو.
قبل از جنگ میخواستم یه هارد بخرم، ۵۰ میلیون تومان بود و الان شده ۱۶۰ میلیون تومان.
نان سنگک ساده شده ۱۷ هزار تومان، کنجدی هم شده ۲۵ هزار تومان. نانواییها یه ترفند زدن؛ یک نون بزرگتر با کنجد زیاد درست کردن به قیمت ۸۰ هزار تومان میفروشن. کسانی که حوصله صف ندارن، مجبورن همون نون گرون رو بخرن.
من خانم هستم و آتلیه عروسی داشتم. شغل ما همیشه زیر سایه تهدید شدید اماکن بوده و اجازه گذاشتن نمونه کار نداشتیم. الان با این گرونی و قطعی اینترنت کلا نابود شدیم، چون هیچ عروسی برگزار نمیشه.
من تریدرم و از وقتی اینترنت قطع شده، درآمد ندارم. چند سال زحمت کشیدم اما تریدینگویو، ابزار کارم باز نمیشه. برای ترید نیاز به اینترنت پایدار و آرامش دارم که هیچکدوم نیست.
در بلوچستان هر ۲۰ لیتر بنزین آزاد، بین یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان هست؛ یعنی حدودا لیتری ۶۰ تا ۷۰ هزار تومان.
دارم خونه میسازم و هر لحظه قیمتها بیشتر میشه. کل هزینه ساختن تا قبل از عید یک میلیارد و نیم بود اما الان کابینت جنس معمولی شده یک میلیارد تومان.