شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
خبرگزاری مهرخبرگزاری مهررسانه۱۴۰۵/۰۲/۲۷·۱۲:۲۳·۱۴۰۵/۰۲/۲۷
روایتی از زندگی شهید «مهدی علیدادی»؛از «چای‌خانه مامان» تا پای لانچرها

نصرت علیدادی خواهر پاسدار شهید «مهدی علیدادی» به مهر:
مهدی تنها برادری بود که نظامی شد. پدرمان ارتشی بود بنابراین ما از اول با مسئله نظامی‌گری آشنا بودیم.برای همین، موضوعی مثل رفتن به سپاه برایمان یک چیز کاملاً عادی و راحت بود؛ نه نیاز به پذیرش خاصی داشت، نه حتی تشویق اضافه‌ای. یادم می‌آید وقتی مهدی آمد گفت می‌خواهم بروم جذب سپاه بشوم، هیچکس مخالفت نکرد. همه گفتیم «خیلی خوب است، بفرما می‌توانی بروی».

با اینکه مشغله‌های زندگی را داشت تا مقطع دکترا تحصیلاتش را ادامه داد. در راه کسب علم و دانش بسیار کوشا بود. در کنار درس، فعالیت‌های بسیار زیادی داشت؛ مخصوصاً در حوزه جوانان. با جوان‌ها خیلی اُخت بود و برایشان کار می‌کرد. اولاً از نظر اخلاقی اینگونه بود که هیچ‌کدام از کارهایش را به ما نمی‌گفت. مثلاً ما نمی‌دانستیم که او جهادگر است. با اینکه مثل همه خواهر و برادرها کنار هم راحت زندگی می‌کردیم، ایشان هیچ‌وقت کارهایش را بازگو نمی‌کرد. بعد از شهادتش بود که فیلم‌ها و عکس‌های جهادگری‌هایش را دیدیم.