روایت شما از زندگی در آتشبس- شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
هر پرس استیک توی لالهپارک تبریز شده ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان، حقوق یک ماه کارگر معادل ۱۵ پرس استیک! من به زور و هزار بدبختی وصل شدم. بدبختمون کردن، چیزی برامون نذاشتن. یک روغن شده ۲ میلیون و ۵۰۰، یک مرغ کوچیک شده ۵۰۰ هزار تومن. کل خانواده کار میکنن، بازم خرج زندگی درنمیاد. اینا نباید بمونن، تا از کشورمون نرن حال ایران خوب نمیشه. من از طرف پدربزرگ و مادربزرگم عذرخواهی میکنم که انقلاب کردن و زندگی تو بهشت را تبدیل به جهنم کردن. تنها امیدمون برگشت شاهزادهمونه، از طرف یک نسل زد. از ایران؛ آقای ترامپ، برای مذاکره با این جانیها فقط یک شرط بگذارید؛ برگزاری رفراندوم برای تعیین نوع حکومت تحت نظر نهادهای بینالمللی. همه دنیا هم از شما حمایت خواهد کرد. من مهندس ساختمان هستم. در صنعت ساختمان بهقدری افزایش قیمت وجود داشته که بسیاری از کارگاهها تعطیل شدهاند. فقط کارگاههایی فعال هستند که پیشفروش کردند و مجبور به تحویل هستند. با این روند، بیشتر مهندسین بهزودی بیکار خواهند شد. از مشهد؛ برای سوختگیری به ۳ پمپبنزین رفتم. میدان تلویزیون اصلاً سوخت نمیداد، در وکیلآباد ورودی دانشجو صف طولانی بود و در بلوار پیروزی بعد از یک ساعت انتظار در صف توانستم ۱۵ لیتر با کارت ۳۰۰۰ تومانی بزنم. از مشهد. بعد از ۹ اسفند تازه امروز، ۲۶ اردیبهشت، بهسختی وصل شدم. شرایط ایران خلاصه میشود در گرانی، فقر، نبود اینترنت و ناامیدی و افسردگی. لعنت به سیاست که مردم این وسط تاوان میدهند. امیدوارم روزی برسد که مردم ایران از ته دل شاد بشن، چون لیاقتشان بیشتر از اینهاست.