شاید صاحب غیرت بی‌غرضی پیدا شود که علاج دردی کند. بدل اشتراک، ترک نفاق پیمودن، راه اتّحاد و وفاق و عزّت و وطن‌پرستی مطلوب است.

بازگشت به صفحه اصلی
Iran International ایران اینترنشنالIran International ایران اینترنشنال۱۴۰۵/۰۲/۲۵·۲۲:۰۴·۱۴۰۵/۰۲/۲۵
زندگی در وضعیت اضطرار؛ اقتصاد، خانواده و فرسایش روان جمعی

تحلیل - صبا آلاله

شاید در سال‌های اخیر، به‌تدریج تغییراتی را در سبک زندگی خود یا اطرافیانتان تجربه کرده باشید؛ دگرگونی‌هایی که در ابتدا کوچک و کم‌اهمیت به نظر می‌رسیدند، اما به‌مرور به بخشی پایدار از زندگی روزمره تبدیل شدند.

سفره بسیاری از خانواده‌ها به‌تدریج کوچک‌تر شده و هر بار بخشی از خریدها یا نیازهای معمول از آن حذف یا کمتر شده است؛ از حذف گوشت و برخی مواد غذایی اصلی گرفته تا عقب‌انداختن درمان، صرف‌نظر کردن از ضرورت‌ها و حتی لغو سفرهای خانوادگی که زمانی بخشی عادی از زندگی محسوب می‌شدند.

در کنار اینها، ناامنی اقتصادی نوعی فشار پایدار و فرساینده ایجاد کرده که به‌آرامی در بافت زندگی رسوخ کرده است. شاید بتوان گفت بسیاری از افراد، به‌شکلی مستقیم یا غیرمستقیم، تجربه زیستن در چنین شرایطی را داشته‌اند؛ تجربه‌ای که در آن، زندگی نه در قالب بحران‌های ناگهانی، بلکه در قالب فرسایش تدریجی و تغییرات مداوم بازتعریف شده است.

بازتولید ناامنی و اختلال در ساختار روان جمعی
در چند دهه اخیر، جامعه با تورم مزمن و بی‌ثباتی اقتصادی مداوم روبه‌رو بوده است. داده‌های رسمی نشان می‌دهند که در دهه اخیر نرخ تورم بارها بین ۳۰ تا ۵۰ درصد نوسان داشته و قدرت خرید خانواده‌ها به‌شدت کاهش یافته است.

هم‌زمان، نرخ بیکاری رسمی در محدوده ۷ تا ۱۰ درصد گزارش می‌شود؛ روندی که در کنار گسترش فقر و شکل‌گیری فقیران جدید نشان می‌دهد نه‌تنها گروه‌های فرودست، بلکه طبقه متوسط نیز به‌طور فزاینده‌ای در معرض ناامنی معیشتی قرار گرفته است.

هزینه‌های بالای زندگی، بیکاری، کمبود گسترده دارو و خدمات درمانی از مهم‌ترین نشانه‌های این وضعیت به شمار می‌روند.

مطالعات همچنین نشان می‌دهند که سیستم عصبی افراد در این شرایط، به‌طور مداوم در وضعیت هشدار قرار دارد. این وضعیت توانایی پردازش مسائل پیچیده را کاهش داده و تمرکز ذهنی را به نیازهای کوتاه‌مدت و بقا محدود می‌کند. در نتیجه، ظرفیت‌هایی مانند خلاقیت، همدلی، آینده‌نگری و مشارکت اجتماعی به‌شدت تضعیف می‌شوند.

داده‌های آماری گویای آن است که فشار اقتصادی مزمن، پیامدهای جمعی عمیقی ایجاد می‌کند؛ از جمله کاهش اعتماد به نهادهای اجتماعی، تضعیف سرمایه اجتماعی و ناتوانی در حل مسائل جمعی. به بیان دیگر، نابسامانی اقتصادی نه‌تنها زندگی فردی، بلکه سلامت روان جامعه را نیز به‌طور سیستماتیک فرسایش می‌دهد. در نتیجه، تورم چالشی روانی و ساختاری است که پایه‌های هویتی جامعه را هدف قرار می‌دهد.

فقر، پیامد نابسامانی اقتصادی، بحران فردیت و هویت
فقر، فراتر از یک پدیده مادی یا فقدان دارایی، تجربه‌ای روانی، عمیق و مستمر است که زندگی را از درون تحت فشار قرار می‌دهد.

مطالعات نشان می‌دهند که:
۱- پایگاه اقتصادی و اجتماعی پایین با افزایش اضطراب و افسردگی در تمامی سنین همراه است؛
۲- فقر مزمن باعث کاهش عملکردهای شناختی، از جمله تمرکز و حافظه می‌شود؛
۳- سوءتغذیه ناشی از فقر با اختلالات خلقی و مشکلات روان‌تنی مرتبط است.

فرسایش فردیت و تثبیت در حالت بقا، پیامدهای اجتماعی بالایی دارد. افراد در چنین شرایطی تحریک‌پذیرتر شده، واکنش‌های هیجانی شدیدتری نشان می‌دهند. این وضعیت، هم آسیب‌پذیری فرد را افزایش می‌دهد و هم زمینه را برای شکل‌گیری خشم فروخورده و اضطراب فراگیر فراهم می‌سازد.

یکی از پیامدهای روانی گسست هویتی، پدیده جابه‌جایی خشم است. زمانی که فرد قادر نیست خشم خود را متوجه منبع واقعی فشار کند، آن را به سمت نزدیک‌ترین افراد، مانند اعضای خانواده، اطرافیان و همکاران منتقل می‌کند. در نتیجه، محیط‌هایی که باید پناهگاه روانی باشند، به کانون تنش و پرخاشگری تبدیل می‌شوند.

پیامدهای روانی و اجتماعی، از فرسایش خانواده تا انسداد آینده
تداوم بی‌ثباتی اقتصادی و فرسایش معیشتی، در بستری از بحران‌های انباشته شکل گرفته است؛ بحرانی که اگرچه در ابتدا ساختاری بود، اما با وقوع شرایط جنگی، ابعاد آن شدیدتر شده است.

در نهایت باید گفت آنچه امروز با آن روبه‌رو هستیم، فراتر از یک بحران معیشتی، فرآیندی است که سلامت روان جمعی و توان جامعه برای حفظ انسجام و معنا را هدف قرار داده است. تداوم این وضعیت، جامعه را میان فشارهای اقتصادی و تلاش برای حفظ هویت فردی و انسانی معلق نگه می‌دارد؛ وضعیتی که بازسازی آن، نیازمند توجه فوری به ترمیم روانِ رنجور جامعه و محافظت از بنیان‌های روانی است.

متن کامل گزارش را اینجا بخوانید www.iranintl.com