روایت شما از بحران اقتصادی و زندگی در آتشبس- جمعه ۲۵ اردیبهشت:
برای پایاننامه مجبور شدم اینترنت پرو بخرم، با مالیاتش شد ۲ میلیون و ۱۷۰ هزار تومان. قبلش هم اشتراک چتجیپیتی و سامانه «شکن» را گرفته بودم ولی جوابگو نبود. چند میلیون باید برای چیزی هزینه کنی که حقته اما ازت گرفتنش.
از زمان شروع جنگ تا الان قطعی اینترنت کلی هزینه اضافی رو دستمون گذاشته. ۱۰ گیگ یک ماهه خریدم، ولی ظرف دو هفته تمام شد.
من اختلال دوقطبی دارم و باید دارو مصرف گنم اما داروهای اعصاب و روان بهشدت گران و نایاب شده و این موضوع من را بهشدت نگران کرده، چون تاثیر بدی در روند درمانم دارد.
مغازهام در پاساژ ارغوان بود که ۱۵ اردیبهشت سوخت و هیچی ازش نموند. حکومت تلاشی برای خاموش کردن آتش نکرد. من و کسبه ارغوان از کجا میخواهیم الان کار کنیم، جنس بخریم و تو این وضعیت خرج خونه دربیاریم؟
من یک زن ۲۵ ساله هستم. سالها امیدم این بود که یک روز مهاجرت میکنم و برای همان تلاش کردم. الان با این وضعیت که آیلتس دیگر در ایران برگزار نمیشود، اینترنت قطع شده و همهچیز ۱۰ برابر گرانتر شده، حتی نمیدانم دیگر به چه آیندهای دل ببندم. تمام آرزوهایی که داشتم یکییکی ازم گرفته شدند و الان فقط به این فکر میکنم که هفته بعد چطور پولم را نگه دارم که به آخر ماه برسد و چطور قسطی دستمال کاغذی و گوشت و روغن بخرم.
گناه ما چیست که نمیتوانیم مثل بقیه آدمهای این دنیا یک زندگی عادی داشته باشیم؟ برای خوشبختیهای ساده باید فقط از تخیلاتمان استفاده کنیم. تمام دوستام کارشان با اینترنت بود و الان کارشان را از دست دادند و همه اطرافیانم فقط منتظرند ببینند «چی میشه». تا کی باید در این برزخ زندگی کنیم؟