روایت شما از زندگی در آتشبس- جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
از مشهد پیام میدهم. واقعاً ما از این بلاتکلیفی خسته شدیم، گرانی بیداد میکند، دخل و خرجمان با هم همخوانی ندارد، باید ده نفر کار کنیم که یک نفر بتواند بخورد.
یادم هست اینترنت غزه فقط چند روز قطع بود، کل دنیا و سازمان ملل گفتند جنایت جنگی است، علیه بشریت است و کلی فشار آوردند به اسرائیل و گفتند میخواهد حقایق جنگ در غزه را سرکوب کند. هی روزگار.
یک عدد مرغ یکمیلیون تومان شده است، ما چند ماه پیش با این رقم چهار عدد مرغ خریداری میکردیم، دیگر نمیدانم چه بگویم، باز ارزشیها بروند بیرون شعار بدهند.
از ملارد تهران، ما خیلی بدبختیم، به کی بگوییم آخه آب را روزی سه مرتبه قطع میکنند، بعدازظهرها از ساعت ۶ تا فردا ۶ صبح کلاً قطع میکنند، با این همه بارندگی باز میگویند آب کم است. با همه این قطعیها قبض آب نجومی میآید.
در مشهد، محلهی دلاوران. به هزار و یک بدبختی توانستیم وصل شویم، اینترنت نداریم، بنزین نداریم. از دوازده شب به بعد باید تو صف بنزین بایستی، شاید بنزین گیرت آمد، الان حتی بنزین پنجتومانی هم نمیدهند.
من از تهران پیام میدهم، اوضاع واقعاً داغون است، شرکتها همه تعطیل شدند و تعدیل نیرو میکنند، شرکت سیماران از ۶۰۰ پرسنل فقط ۵۰ نفر را نگه داشتند و بقیه را اخراج کردند.