از خیابان جمهوری تا بنبست سادگی؛ روایت یک دیدار باورنکردنی
محله و کوچه آنقدر ساده و آنقدر به قول خودمان پایین شهری بود که مطمئنم خیلیها باور نمیکنند منزل محافظ درجه یک رهبری در محلهای باشد که که رنگ و روی دیوارهایش سادگی را فریاد میزند.
شاید روا نباشد زیاد درباره جزئیات منزل شهید بنویسیم ولی هرچه را که درباره سادگی آن کوچه و محله تا الان نوشتهایم را ضربدر ۱۰ بکنید. داشتم به دیالوگهای حاج حیدر ذبیحی در فیلم بادیگارد فکر میکردم که مدام تاکید داشت «من محافظ شخصیت نظام هستم». پیام فیلم این بود که یک محافظ باید حواسش به این باشد که بیش از آنکه محافظ یک تن و جسم باشد، روح و شخصیت حاکم بر آن فرد را پاسداری کند. حتماً در محاسبات حاج باصر هم چنین چیزهایی بود؛ که اگر سر سوزنی از آن موقعیتی که در آن هستم سوء استفاده و حتی استفاده حلال بکنم، ممکن است چهره انقلاب و ولایت پیش چشم مردم مخدوش شود. همان چهرهای که همین الان هم دشمنان این انقلاب سعی دارند با دروغ و خبرسازیهای بیپایه و اساس آن را سیاه جلوه دهند. حاج باصرها قطعاً به این چیزها فکر میکنند.