روایت شما از بحران اقتصادی و زندگی در آتشبس- پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت:
این چند وقت فشار روانی زیادی بر دانشآموزان بوده و در کمال ناباوری، آموزش و پرورش تصمیم به حضوری بودن امتحانات گرفته. از والدین محترم میخوام شرایط روانی فرزندانشون رو درک و اگر میتونن اعتراضی کنن.
از شهسوار: زندگی برای خیلی از ما سخت شده؛ گرونی، فشارهای روزمره و نگرانی از آینده هر روز بیشتر حس میشه. این چیزیه که خیلیهامون داریم تجربهاش میکنیم و امیدوارم صدامون شنیده بشه.
از شیراز: مرغ کیلویی ۵۰۰ هزار تومان، برنج کیلویی ۲۷۰ هزار تومان و تخممرغ دانهای ۲۲ هزار تومان. من که ۱۵ میلیون تومان حقوقمه چطوری میتونم زندگی کنم؟
بعد از ۳۷ سال زندگی، با ۱۶ سال سابقه کار تخصصی در زمینه تحصیلاتم (کارشناسی ارشد مکانیک جامدات) و درآمدی که تازه در مقایسه با بقیه مشاغل نسبتا خوب محسوب میشه، هیچ امیدی به آینده ندارم. حقوقم فقط خرج روزمره زندگیم میشه.
چهارشنبه رفتم بنزین بزنم. با کارت خودم نتونستم، چون سهمیه شخصی تموم شده بود. مسئول جایگاه هم فقط در صورتی کارت آزاد میداد که به خودش مستقیم پول بدیم. ۱۵ لیتر بیشتر هم نمیدن و هر لیتری به قیمت ۷ هزار تومان.
قیمت یک پیتزا خانواده در تهران دستکم یک میلیون تومان شده؛ یعنی حدود ۵ دلار. در صورتی که درآمد خیلی از خانوارها از ۶۰ دلار در ماه شروع میشه. این یک مثال از قدرت خرید مردم در پایتخت بود.
جمهوری اسلامی هیچوقت معیشت مردم براش مهم نبود و حتی خیریهها و موسسههای مردمنهاد و مستقل رو از بین برد تا همه وابسته به خودش باشن و همهچیز رو کنترل کنه.
۲۶ سالمه و فروشگاه پوشاک داشتم. ۴ سال پیش تمام طلاهای مادرم رو فروختم برای راهاندازی بوتیک. امسال ورشکست شدم. غم و استرس بیکاری داره نابودم میکنه.
پدرم ۳۲ سال در مخابرات کار کرد و بازنشسته شده است. الان نزدیک یک سال و ۲ ماه هست که سنوات بازنشستگیش را ندادن. این وضعیت برای یک بازنشسته که کل زندگیش را برای کار گذاشته، مناسب نیست.