اینترنت، نابرابری و کنترل روانی در وضعیت بحران
تحلیل - صبا آلاله
اوایل ورود اینترنت، بسیاری آن را فقط یک فناوری تازه یا ابزار سرگرمی میدانستند؛ اما بهتدریج اینترنت از یک امکان جانبی خارج شد و به بخشی از جریان اصلی زندگی تبدیل شد؛ تا جایی که امروز بخش بزرگی از کار، ارتباطات، آموزش و حتی تجربه ما از جهان بدون آن قابل تصور نیست.
امروزه برای میلیونها نفر، اینترنت بخشی از زیرساخت زندگی روزمره و شرط حضور در جهان اجتماعی است. معیشت بخش بزرگی از جامعه نیز به اینترنت وابسته شده است؛ از فروشگاههای آنلاین و کسبوکارهای کوچک گرفته تا رانندگان تاکسیهای اینترنتی، افراد شاغل بهصورت دورکاری و پروژهای، تولیدکنندگان محتوا و مشاغلی که شبکههای اجتماعی بستر اصلی فعالیت آنهاست.
به همین دلیل، قطع یا محدودسازی اینترنت فقط به معنای کند شدن ارتباطات نیست، بلکه میتواند مستقیما جریان زندگی، درآمد و احساس امنیت افراد را مختل کند.
شبکههای اجتماعی و پیامرسانها در سالهای اخیر به بخشی از تجربه جمعی جامعه تبدیل شدهاند؛ فضایی برای حرف زدن، دیده شدن، روایت کردن و شریک شدن در تجربههای مشترک. افراد بخش مهمی از احساس باهمبودن را در فضای دیجیتال تجربه میکنند.
در بحرانها، همین فضا میتواند به بستری برای همدلی، انتقال تجربه، شکلگیری حافظه جمعی و حتی سازماندهی اجتماعی تبدیل شود.
این فضا بخشی از تجربه روانی و اجتماعی انسان امروز شده است؛ جایی که افراد در آن خود را بیان میکنند، دیده میشوند و احساس میکنند به جهان پیرامون متصلاند. در چنین شرایطی، محرومیت از اینترنت فقط محرومیت از یک ابزار نیست، بلکه میتواند تجربهای از حذف شدن، نادیده گرفته شدن و قطع ارتباط با جهان بیرون باشد؛ وضعیتی که افراد در آن نوعی محرومیت روانی و اجتماعی را تجربه میکنند.
اینترنت و کنترل ادارک
با توجه به اینکه اینترنت در جامعه ما همواره با نوسان، کندی و قطعیهای دورهای همراه بوده، در زمانهای بحران این اختلالها شدت بیشتری پیدا میکند.
این وضعیت نشان میدهد که دسترسی به اطلاعات و امکان اشتراکگذاری روایتها در شرایط بحرانی به مسئلهای حساس تبدیل میشود؛ جایی که کنترل یا محدودسازی اینترنت میتواند بر آگاهی جمعی و شکلگیری روایتهای عمومی اثر بگذارد. هرچه اینترنت بیشتر در زندگی روزمره ریشه دوانده، حساسیت نسبت به کنترل آن نیز بیشتر شده است.
در لحظههای بحران، قطع یا محدودسازی اینترنت فقط به کمبود اطلاعات منجر نمیشود، بلکه پیوستگی تجربه مشترک از واقعیت را دچار اختلال میکند. افراد به تصویر همزمان و مشترکی از آنچه در حال رخ دادن است دسترسی ندارند؛ خبرها با تاخیر میرسند، روایتها ناقصاند و منابع مختلف اطلاعاتی همپوشانی ندارند. نتیجه این وضعیت، شکلگیری نوعی تعلیق ذهنی و ناامنی جمعی است؛ وضعیتی که در آن تشخیص واقعیت دشوارتر شده و احساس اطمینان نسبت به جهان پیرامون کاهش مییابد.
در چنین شرایطی، اختلال در اینترنت میتواند درک مشترک جامعه از واقعیت را دچار گسست و آشفتگی کند.
ادامه این مطلب را اینجا بخوانید
www.iranintl.com