روایت شما از اقتصاد بحرانی زیر سایه آتشبس- دوشنبه ۲۱ اردیبهشت:
مدرس کاشت ناخن و مانیکور هستم اما از اسفندماه اوضاع کاری بهشدت بههم ریخته. آنتن دستگاه کارتخوانمون از همون موقع قطع شده و بعد از اینکه تماس گرفتیم، گفتن بنا به دلایل امنیتی آنتن دستگاههای پوز مشاغل غیرضروری رو قطع کردیم. همچنین فروش پکیج آموزش مجازی در اینستاگرام و تلگرام رو هم با قطع دسترسی به اینترنت عملاً از دست دادم.
نمیتونیم مدام از جیب بخوریم چون دیگه جیبها هم خالی شده. مردم دارن وسایل خونهشون رو میفروشن که خرج مواد خوراکی کنن.
شرایط در ایران حقیقتاً دشوارتر شده. مواد خوراکی، بیکیفیت اما گرونقیمت شدن و حتی همون هم اگه توان خریدش رو داشته باشیم، داره ناموجود میشه.
خسته شدیم. گرونی بیداد میکنه. سه قلم جنس بیارزش مثل چیپس، بیسکویت و بستنی درمجموع میشه ۳۰۰ هزار تومان، دیگه گوشت و مرغ و برنج بماند.
اجاره مسکن در تهران بهقدری بالا رفته که الگوی سکونت داره تغییر میکنه. اوضاع به شکلی شده که در اکثر آگهیهای اجاره، مستأجرها به دنبال همخونه میگردن.
من کابینتساز هستم. سال ۱۴۰۴ هر ورق امدیاف رو به قیمت ۳ میلیون تومان میخریدم اما امسال بین ۱۵ میلیون تا ۱۷ میلیون تومان قیمت هر ورق شده.
کفش اسکیتی که میخواستم بخرم از ۷ میلیون تومان شده ۱۱ میلیون تومان. تا کی حسرت بخوریم؟
بعد از ۷۰ روز با یک گیگ اینترنت وصل شدم. زندگی واقعاً سخت شده، همهچیز بهشدت گران شده و واقعاً هیچچیزی نمیشود خرید، حتی قیمت یک نوشابه بالای ۱۰۰ هزار تومان است.