روایت شما از اقتصاد بحرانی و زندگی در آتشبس- سهشنبه ۱۵ اردیبهشت:
من به شدت به طبیعت علاقهمندم، از طلوع و غروب خورشید و ماه و حیوانات و درختان و گیاهان و هر منظره جالبی که میدیدم عکس میگرفتم، ولی الان از ترس «جاسوس» خطاب شدن حتی میترسم گوشیام رو از جیبم در بیارم.
در جزیره کیش سه ماهه که هتلها، اکثر رستورانها، کلوپها و مراکز اجاره خودرو بیکار شدن و بخش بزرگی از نیروهاشون رو تعدیل کردن. بازارها هم فقط عصرها بازن، اونم نه کل مغازهها. چون کسی خرید نمیکنه.
میخواستم سپر ماشینم رو عوض کنم، شنبه ۱۲ میلیون بود سهشنبه خریدم ۱۸ میلیون تومان.
خانه در منطقه ۴ تهران شده متری ۱۴۵ میلیون تومان. قبل از جنگ متری ۹۰ میلیون بود.
من ساری زندگی میکنم. نه تنها داروهای سرطان اصلا پیدا نمیشه که قرص مسکن استامینوفن کدئین هم کلا چند وقته نیست. یه ویال ال کارنیتین قبل جنگ میخریدیم ۱۵ تومن شده ۴۵ تومن. ۴ تا قطره چشم رو خریدم یک میلیون.
من یک موبایل فروش در تهرانم؛ از صبح تا عصر، حتی یک میلیون تومن هم کاسب نشدم. ۱۵ روز دیگه باید کرایه مغازه بدم. کاسبی رسما مرده.