روایت شما از شرایط اقتصادی در آتشبس- سهشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
پنیر شبنم پگاه اول سال ۱۴۰۴ قیمت کارخانه ۳۳ هزار تومن بوده و اردیبهشت ۱۴۰۵ رسیده به ۱۳۳ هزار تومن. پفک صد هزار تومن، یه شیرکاکائو کوچک و کیک ۱۵۰ هزار تومن. با بچه کوچیکی که هلههوله میخوره، چهجوری بگیم گرونی است ولی درآمد نیست؟
من و خیلیها توی ایران از داروی «رمیکید» برای درمان پسوریازیس، روماتیسم و کرون روده استفاده میکنیم. فروردین ۱۴۰۵ قیمت دوز ۵ آن ۹۰۰ هزار تومن بوده، اما توزیعکنندهای با نام «بهستان دارو» یکباره تعرفه را آزاد کرده و هر ویال رو ۳۱ میلیون اعلام کرده. بعد از تجمعات مقابل غذا و دارو و بهداشت، با پوشش بیمه رسیده به ۱۳ میلیون برای هر ویال. چطور داروی حیاتی بازیچه دست سوداگران شده؟ ما واقعا به این دارو نیاز داریم و درد امانمان رو بریده.
۱۵ ساله هستم. در اینستاگرام کار تبلیغاتی میکردم. ماههاست این فضا بسته شده و تمام سرمایهگذاری این سالها از بین رفته. مستقیم با حدود هزار نفر همکاری داشتیم. امروز قطعی اینترنت، اینترنت طبقاتی، خرید فیلترشکن، بستن پیج توسط فتا، گیر دادنهای الکی و مالیات، دیگه رمقی برامون نگذاشته.
من در تهران دانشجو هستم و قبل از جنگ کنار درس کار برنامهنویسی پارهوقت انجام میدادم. از اواسط اسفند مجبور شدم برگردم شهرستان و از کارم تعدیل شدم، نه بهخاطر جنگ؛ بهخاطر قطعی اینترنت.
از اصفهان: بیشتر شهرکهای صنعتی با افزایش دستمزد کارگر تعطیل شده. نه کارفرما توان پرداخت داره نه کارگر از پس هزینههای زندگی برمیاد. گرونی بیداد میکنه.
از شیراز: بازار در رکود فاجعهباری گیر افتاده و هیچ راه نجاتی نیست. همه مغازهدارها از جمله خودم از جیب کرایه میدیم. شهر غرق در افسردگی و ناامیدی است.
از شیراز: تو کافه کار میکنم و بیکار شدم. از زمان جنگ ۱۲ روزه همه چیز گرون شده و درآمد قطع شده. روزهای خیلی سختی رو داریم میگذرونیم.