دلنوشته فاطمه لاریجانی برای پدر شهیدش/ اندک اندک دارم قبول می کنم گه دیگر چهره خندانت را نخواهم دید
اینک که این سطور را مینگارم، حدود یک ماه از عروج آسمانی شما گذشته است، و اندک اندک به خود قبولاندم که چهره خندان، مصمّم و نورانی شما را دیگر از نزدیک نخواهم دید، و چه قدر سخت است باور این دوری و فراق.
پدر عزیزم، شما به ما آموختی اتکای حقیقی به خدای یکتا داشتن و توحید عملی را. در بزنگاههای سختی، بارها و بارها از شما شنیدیم این جملات را: فقط از خدا بخواه و تنها به او تکیه کن.