روایت شما از شرایط اقتصادی در آتشبس- دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
من دو ماهه که بیکارم. پول از کجا بیارم خرج کنم؟ قسطهای ماشینم سر رسیده، از کار هم بیکار شدم. شرکت با ۱۲۰۰ تا نیرو همهرو تعدیل کرده.
از خوزستان، رامهرمز پیام میدم. واقعا فشار مالی خیلی زیاده و ما خیلی اذیتیم. خیلیها بیکار شدن. امیدوارم این روزای سخت به پایان برسه. صدای ما باشید، خیلی از کسبوکارها بهخاطر اینترنت از بین رفته و مردم بیکار شدن.
دخل با خرج نمیخونه. این حجم تلاش با این نتیجه نمیخونه. این لبخندهای سطحی با این غم عمیق نمیخونه.
استفاده از هوش مصنوعیهایی مثل چتجیپیتی چه ضرری داره که نتونیم برای کارهای دانشجویی و دانشآموزی استفاده کنیم؟ وقتی قیمت یه جلد کتاب بالای ۲ میلیون تومنه و قیمت هر برگه A4، اونم سیاهوسفید، ۲۰ تومنه، چطور سر کنیم؟ به خدا قسم خسته شدیم.
۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ وضعیت معیشتی اینقدر بده که مامان من مجبور شده طلاهاشو بفروشه برای خرید برنج و روغن.
من با تلاشهای متعدد بهزور از البرز وصل شدم. اینجا همهچی بده. ما تو فشاریم، همه قیمتها چند برابر شده. شغلمون رو از دست دادیم. ایستبازرسیها هنوز همهجا هستن و همه رو کنترل میکنن.