روایت شما از زندگی در آتشبس- دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
از کیش خطاب به هموطنان عزیز خارج از کشور: خواستم بگم من دستتکتک شما رو میبوسم که صدای ما شدین و برای ما مردم داخل که دست و پا و صدامون بسته است تلاش میکنید. فقط خواهشی از همتون دارم عزیزانم، با دیدن کلیپهایی که توسط خود حکومت ساخته میشه و پخش میشه دلسرد نشین و باور نکنید. هیچی برای ما تمام و عادی نشده، اینا همش سناریو حکومت است. خواهش میکنم توجه نکنید، دودستگی ایجاد نشه، حکومت همینو میخواد.
از منظریه کرج پیام میدم. حتی اگه زیرساختهای نفتی نابود بشه، بازنده جنگ، ما مردم ایران نیستیم، چون اصلا سهمی از این سفرههای نفتی نداشتیم و نداریم.
در کرمان میدان آزادی شبها افرادی تو میدون پرچم میچرخونن و مأموران امنیتی رژیم دور همون میدون روی پشتبامهای اطراف، حرکت جمعیت رو زیر نظر میگیرن.
از بجنورد: هموطن عزیزم هیچ سختیای بالاتر از بودن جمهوری تروریستی اسلامی در ایران نیست. یادتون باشه ۶۵ روز پیش چه آدمهای جنایتکاری در این کشور حکومت میکردن. به صبحی فکر کنید که چشمهاتونو باز میکنین و تو اخبار میگن «ایران آزاد شد».
مردم خیلی خسته شدن. گرونی بیداد میکنه، چند میلیون نفر بیکار شدن و فقط با رویای آزادی روحیه دارن. از مردم خارج از کشور میخوام تا هر موقع تونستن صدای ما باشن، چون ما یه اعتراض کوچیک بکنیم نتیجهش گلوله به سرمونه. دو ماهه در خاموشی کامل به سر میبریم، نه میتونیم اعتراض کنیم نه حتی عکس و فیلم تو گوشیهامون نگه داریم چون ایستبازرسیها میگردن.
از مشهد: از ساعت ۸ شب تا ۱۲ در حافظ و هفتتیر با سروصدا مزاحمت شبانه ایجاد میکنن. شب خواب نداریم از دستشون.
از تهران: همه افسرده شدیم. فشار بهشدت زیاده. اینترنت رو هم ۶۵ روزه زدن قطع کردن، نمیدونیم دیگه چیکار باید کنیم واقعا.
از فردیس: از ایرانیهای وطنپرست خارج از کشور که در هر فرصتی در حمایت از ما تجمع میکنید ممنونم. بدونید با وجود شما، جامعه جهانی نمیتونه برای همیشه چشمهاشو روی ما ببنده. التماس میکنم خسته و ناامید نشید. نور بر تاریکی پیروز.
از استان فارس، کازرون: مردم دارن اعتراض میکنن. کمکم جو امنیتی میشه، احتمالا تا چند روز آینده دوباره اعتراضات شروع بشه. واقعا زندگی نمیشه کرد.
منم به نوبه خودم از هموطنان خارج از کشور سپاسگزارم. همینکه میبینم صدای ما شدن کلی امیدوارم. امیدوارم پیام منو ببینن و اونا هم انگیزه بیشتری بگیرن.
من نمیتونم توی چشمهای مظلوم محراب عبداللهزاده نگاه کنم. قاضی چهجوری تونسته به این چشمهای مظلوم نگاه کنه و حکم اعدامش رو بده؟ به مادر و پدرش تسلیت میگم.