از تهران پیام میدم. شرایط اقتصادی سخته، تورم بیسابقهست و قطعی بیش از دو ماه اینترنت، زندگی و کسبوکار مردم رو تبدیل به یه نبرد روزمره کرده. با اینکه اینترنت قطع شده و دهها هزار کسبوکار آنلاین نابود شده، اما امید به آینده رو هیچوقت از دست نمیدیم.
۳۰ سال سن دارم، بیکار شدم. پدرم داره دو جا کار میکنه، ولی تنها فکر و دغدغه ما زندانیها هستن. الان نه درس، نه کار، نه بیپولی، هیچی واسم مهم نیست. دارم دیوونه میشم.
از گرگان پیام میدم. خسته شدیم از این وضعیت و تو این همه بدبختی، هر روز هم خبر یه اعدام جوون ایرانی رو باید بشنویم. خدایا خودت کمک کن.
گوشت تو سطح شهر کیلویی ۲ میلیون تومنه! یه دونه مرغ میشه ۸۰۰ هزار تومن. بخوای هم مهاجرت کنی، پوند ۲۵۰ هزار تومنه. نه میشه رفت، نه میشه موند.
تو این وضعیت، یه اینترنت ملی ضعیف و یه اپلیکیشن ضعیفتر ساختن برای تشکیل کلاس مجازی برای ما دانشآموزا که برای ورود به هر کلاس تأخیر میخوریم، تازه اگه وسط کلاس خودکار نیفتیم بیرون.
گرونی حتی روی هزینه پست هم تاثیر گذاشته. هزینه پست که قبلا ۷۰ هزار تومن برای پیشتاز میدادیم، الان شده ۲۵۰ هزار تومان.
این حکومتیها هر شب از ساعت ۸ تا ۱ نیمهشب، با بلندگوها و تجمعات مسخرهشون، با ترافیکی که تو خیابونها درست میکنن، آسایش رو ازمون گرفتن.
از تهران پیام میدم. گرافیستم و از اوایل بهمنماه تعدیل شدم. اوایل اسفند درخواست بیمه بیکاری دادم، تا امروز در دست بررسیه. حتی دنبال کار هم گشتم، هیچ شغلی وجود نداره!
من کارمند یه شرکت استارتاپی هستم که همه کارهامون با اینترنته. با قطعی اینترنت همینطوری دارن نیروها رو تعدیل میکنن و حقوقها رو حتی نسبت به سال قبل هم کاهش دادن.
وضعیت از قیمت خودروها و دلار بگیر تا مواد اولیه برای خورد و خوراک، سرسامآوره. اینترنت هم که تکلیفش معلومه!
ما کاسبهای یه پاساژ در فولادشهر اصفهان هستیم که با این وضعیت بازار و نبود مشتری، از پس چند برابر شدن اجاره مغازهها برنمیایم.