کتاب شاهی که آخر شد وابستگی پهلوی و دزدی برای اجنبی را آشکار میکند
«موسی نجفی» تاریخ نگار در گفتگو با تسنیم: یکی از نکات مهم این کتاب آن است که وابستگی حکومت پهلوی به بیگانگان را بهخوبی نشان میدهد. در این اثر بهروشنی دیده میشود که ساختار قدرت در دوره پهلوی بر پایه اتکای به قدرتهای خارجی شکل گرفته بود. در واقع برخلاف برخی روایتهایی که امروز مطرح میشود، پهلوی نهتنها مستقل نبود بلکه به شدت وابسته به بیگانگان بود.
در این کتاب بهخوبی نشان داده شده که چگونه حکومت پهلوی در بسیاری از موارد منافع بیگانگان را بر منافع ملی ترجیح میداد. به تعبیر سادهتر، بخشی از رفتارهای آن دوره نوعی خدمت به قدرتهای خارجی بود؛ از وابستگی سیاسی گرفته تا تصمیمهایی که عملاً به سود اجنبی تمام میشد.
در کنار وابستگی سیاسی، موضوعاتی مانند فساد، دزدی از منابع کشور، خوشگذرانیهای درباری و فاصله عمیق حاکمان با مردم نیز در اسناد آن دوره دیده میشود. اینها مسائلی است که در بسیاری از روایتهای جدید نادیده گرفته میشود، در حالی که اسناد تاریخی بهروشنی درباره آنها سخن میگویند.
حتی در رفتارهای سیاسی محمدرضا شاه نیز نوعی حالت وابستگی و ذلت در برابر قدرتهای خارجی دیده میشد. امام خمینی(ره) در دهه ۴۰ نسبت به همین مسئله حساسیت داشتند و از نحوه رفتار و ایستادن شاه در برابر رئیسجمهور آمریکا انتقاد میکردند. اینها نشان میدهد که مسئله وابستگی در آن دوره تا چه اندازه جدی بوده است.
آثاری مانند «شاهی که آخر شد» میتواند برای نسل جوان بسیار راهگشا باشد، زیرا با تکیه بر اسناد تاریخی تصویری واقعی از آن دوره ارائه میدهد. اگر این روایتهای مستند بیشتر منتشر شود و در کنار آن در قالبهای فرهنگی و رسانهای نیز بازنمایی شود، شناخت نسل جدید از تاریخ معاصر ایران دقیقتر خواهد شد.