روایت شما از شرایط اقتصادی در آتشبس- یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
از یزد پیام میدم. وضعیت اقتصادی داره همه رو از پا درمیاره. تا سوپرمارکت میری و برمیگردی ورشکست میشی و از زندگی ناامید میشی. خلوت بودن اماکنی که به هیچ عنوان خلوت نبودند، حتی سوپرمارکتها غیرعادیه.
از مشهد: پدر و مادرم از کار تعدیل شدن. من یه دانشآموز کنکوریام. اینجا همهچیز خیلی وحشتناکه، رسماً همه زیر خط فقریم، تو سوپرمارکت نمیتونیم بریم. امیدوارم همینجوری رها نشیم، ما منتظر فراخوانیم.
من از چابهار جنوب کشور ایران پیام میدم. اینجا همهچیز گرون شده، بنزین شده بشکهای ۱۷ میلیون. ماهیهای صیادان رو به قیمت ارزان خرید میکنند. جز بدبختی چیزی نیست، خسته شدیم.
من از تهران پیام میدم، خیلی خیلی اوضاع اقتصادی خرابه. من معلم هستم، همه شاگردان آنلاینم رو از دست دادم بهخاطر شرایط نت. به مدت ۵۰ روزه که این اختلال معضل ما شده. از صمیم قلبم از خدا میخوام بهمون نگاه کنه و دستمون رو بگیره.
از رشت پیام میدم. اینجا کانفیگها خیلی گرونن، خیلی براش هزینه کردم. اینجا خیلیها بیکار شدن. بزرگترین شرکت شهر صنعتی رشت، پینک (تولیدکننده انواع نخ و الیاف مصنوعی) خوابیده و حدود ۵۰۰ نفر بیکار شدن. واقعاً اینجا فقر بیداد میکنه.
رژیم جلوی تمام وامهای ودیعه مسکن و سایر وامها رو گرفته، هیچی پرداخت نمیشه. قیمت تمامی اجناس چند برابر شده. صاحبان خانه هم متأسفانه قیمت رهن و اجاره رو دو یا سه برابر سال گذشته اعلام کردن.